با سلام
به وبلاگ شهر برازجان خوش آمدید

1- شاعران و نویسندگان
2- فرهنگ و هنر
3- اشعار و ابیات
4- ضرب المثل
5- چیستانها
6- کتاب ها
برچسبها: شهر برازجان, برازجان کجاست, شهرستان دشتستان, برازجان, وبلاگ برازجان
ریش و قیچی دِسِ خوته
قضاوت و حکمیت به عهده خود شماست.
برچسبها: ریش و قیچی دِسِ خوته, ضرب المثل و کنایات برازجان, برازجان, شهر برازجان
مُشک تو چالِش نمیرِه ، جاروفی هم وُ دیمش می یَندِه
موش نمیتواند درون لانه خود برود ، جارویی هم به دم خود می بندد
برچسبها: مُشک تو چالِش نمیرِه, ضرب المثل محلی, برازجان, شهر برازجان
اُو شیرین نهِ مالِ خرِه
آب شیرین برای خر مناسب نیست.
(خر لیاقت خوردن آب شیرین را ندارد)
برچسبها: اُو شیرین نهِ مالِ خرِه, ضرب المثل و کنایات برازجان, برازجان, ضرب المثل برازجان
خاستگاه تاریخی لالایی ها
شاید به لحاظ تاریخی نتوان به خاستگاه اولیه ای برای لالایی ها دست یافت لیکن روشن است که در میان همه ملت ها ، چه آنها که صاحب تمدن و موسیقی پیشرفته بوده اند چون ایران و هند و... و چه غیر این کشورها ، مثل ملل آفریقایی لالایی وجود داشته است . بی اساس نخواهد بود اگر لالایی را جزو بدوی ترین آثار موسیقایی جهان یه شمار آوریم.چنانکه یادآوری شد لالا،لالایی،لولو،نی نا،نانا و... که عموما در لالایی ها به صورت سیلاب های مکرر و دوتادوتا به کار می رود، و در ادوار مختلف تاریخی می توان مثال های مکرری از آن یافت ، نشانی از قدمت این پدیده فرهنگی دارد.
شاهرخ سروری
برچسبها: خاستگاه تاریخی لالایی ها, لالایی چیست, لالایی چگونه بوجود آمد, لالایی, برازجان
یکی از کهن ترین ترانه های کودکان در فرهنگ عامه "لالایی" است ، که از زمان های دور در فرهنگ ها و آداب ملل مختلف وجود داشته و با عناوین مختلفی همچون "لالای"،"لالایی"،"لالا"،"لولو"،"نی نا"،"نانا" و"بوبو" و ... بدان پرداخته شده است.در فرهنگ های لغت،لالایی به معنای نغمه و آواز با سه مشخصه وزن، بعد موسیقیایی و بعد نمایشی آمده است.در بعد نخست که مربوط به وزن است،لالایی ها از درونمایه ای شاعرانه برخوردارند یعنی از حیث الزامات شعری هم دارای وزن اند و هم قافیه. از این حیث شاید لالایی های ایرانی نمونه های بسیار خوبی باشند.این لالایی ها در اکثر موارد از تکرار مصراع های کوتاه،موزون و مقفی پدید آمده اند و یا به شکل چهارپاره هستند. وزن آنها اغلب از تکرار پایه مفاعیلن(دوبار یا بیشتر) حاصل می آید. پرکاربرد ترین وزن، تکرار دوبار مفاعیلن است:
لالا لالا گلم باشی _ تسلای دلم باشی
گاه نیز درست هم اندازه دوبیتی و فهلویات است،مانند:
لالالالا،لالالالا،لالایی _ به قربونت بره مامان الهی
که بر وزن مفاعیلن،مفاعیلن مفاعیل است بعد دوم لالایی ها، جنبه موسیقیایی آن است که مهمترین بخش ماهیتی لالایی هاست. اهمیت بعد موسیقی در لالایی از آنجا برای ما مشخص تر می شود که بخواهیم نمونه ای از آنها را به شکلی ساده بخوانیم که قطعا هم کارکرد و هم لطافت موجود در آنها از میان خواهد رفت. جالب است بدانیم در این فرایند هیچگاه معنایی از ابیات لالایی به ذهن کودک متبادر نمی شود. او صرفا از روی آهنگ است که اثر می پذیرد و به خواب ناز می رود. لذا جنبه موسیقیایی لالایی ها اهمیت بسزایی دارد. می توان گفت موسیقی در ذات لالایی نهفته است و این شاید اساسی ترین وجه تمایز این قالب شعری با صورت های دیگر ادبی است.تم و طنین موجود در لالایی ها بسیار نرم و آرام است و اساسا اگر غیر از این باشد جنبه کارکردی خود را از دست خواهد داد. یعنی اگر ملودی های لالایی خشن و تند باشند و فاقد جنبه های رمانتیک،کارکرد خود را که همانا خواباندن کودک است،از دست می دهند. ملودی های لالایی ساده و عاری از پیچیدگی هستند بیشتر اوقات نیز سردادن لالایی ها با صدای بلند آغاز می شود و بعد از آنکه پلک های کودک سنگین شد،صدای لالایی نیز رفته رفته پایین می آید. و سرانجام بعد سوم لالایی ها که ساختار شبه نمایشی آن است، به آن معنی است که لالایی ها همواره با رعایت حرکات و کنش های خاص و آرام مادر صورت می پذیرند.
نویسنده : شاهرخ سروری
برچسبها: لالایی, لالایی چیست, ساختار لالایی, چگونه لالایی بوجود آمد, برازجان
در زمانهای قدیم که وسایل خنک کننده در استان بوشهر و شهرستان دشتستان بزرگ وجود نداشت ، مردم برای خنک نگه داشتن آب کشیده خود از چاه ، از چند وسیله استفاده میکردند که یکی از آنها دول است.
دول که عکسش را مشاهده میکنید ، از یک سه پایه که از چوب ساخته شده و پوست بز و گوسفند می ساختند. پوست بز و گوسفند را با خاکستر و چند چیز دیگر ضدعفونی میکرند یا به اصطلاح شیرین میکردند. دول را تقریبا به شکل مثلثی میدوختند و به سه پایه متصل میکردند برای سر دول یک تکه چوب میتراشیدند و در آن میگذاشتند. آب را بعد از کشیده شدن از چاه در دول میریختند و در سایه میگذاشتند و با وزیدن باد و خوردن باد به دول ، آب درون آن خنک میشد و نوش جان مینمودند.
برچسبها: دول, دول چیست, برازجان, شهر برازجان, فرهنگ مردم برازجان
خوش آن چاهی که اُو از خوش درآیو
بزن منتیل تا جونت درآیو
برچسبها: خوش آن چاهی که اُو از خوش درآیو, بزن منتیل تا جونت درآیو, تک بیت طنز, برازجان
برازجان
برازجان شهر زيباي شهيدان
برازجان شهرعشق وشهر شيران
برازجان شهرايثار و شهادت
برازجان مهد و ماواي رشادت
برازجان شهرنام آوران است
كه نام اوهميشه جاودان است
برازجان شهر زيباي نخيلات
برازجان مامن و ماواي ايلات
ز آثار مهم وپر بهايش
عروس شهر او كاروانسرايش
چه بس زيباست آن كاروانسرايت
كه او دارد ز تاريخت حكايت
برازجان اسم و رسمت جاودان باد
تو بايد قلب يارانت مكان باد
كه شهر من بود شهر برازجان
كه من دوستش بدارم چون دل وجان

برچسبها: برازجان, شعر برازجان, شهر برازجان, برازجان شهر زيباي شهيدان, برازجان شهرعشق وشهر شيران
برچسبها: دشتستان در نهضت ملی و انقلاب اسلامی ایران, دشتستان بزرگ, برازجان, ماشالله کازرونی, قاسم حسینی
هُف تو لوله پوليكا!
سلام . اسمم نمي فهمم چنه . عبدولا ، عبدلعلي ، عبدلرضا ، عبدل هر چي ، ايسو فقط وم مي گن عبدو . تازه عبدوي خالي هم نمي گن . مي گن عبدو جوكر .
شما از نزيك قيافه مونه نديدينه . يعني ممكنه از دير ديدوينم ، اما مطمئنم كه از نزيك نديدينمه . قيافه مو ، دقيقا مث جوكر ري ورقه.
اولين بار هم دقيقا يادم نميا كه كي وم گفت، اما از كچيكي هم كه خومه تو آينه مي ديدم ، ور خوم ، مث يه جوكري بيدم . بايد مونه از نزيك بوينين كه بفهمين چه مي گم . اي دسرسي به مونم ندارين ، يه ورق جوكري وردارين و سيلش كنين . مو كپي برابر با اصلشم . ها ، ايسو يادم اومه كه اولين بار كي وم گفت كه مث جوكرم . اوسونل كه خيلي كچيك بيدم و تازه رفتيدم كلاس سوم دبستان ، يه معلم بالاسونيني اومده بي تو مدرسه ما و واويدي معلم كلاس سوم . مي گفتن تو بالاسون كه بيده ، يه دانش آموزيه تا سرحد مرگ كتك زديده . مي گفتن يه لوش گزي تو اُو خوسونديده و صب تا صب ، پاش مي افتاده دربخت بچيل مردم . مي گفتن بواي دانش آموزي كه كتك خورديده ، ده تيري ورداشتيده و رفتيده هواي معلم اما معلم از دسش گرختيده و ديه هم بالاسون نرفته كه نرفته . يك آدم عجب طوري بي كه نگو و نپرس . مو ، يه چي مي گم ، شما يه چي مي شنفين .
اسمشم ، آغاي زعفري ، آغاي زعتري ، آغاي زعبري ، يه چي تو همي مايه يل بي . سرتونه درد نيارم . ئي آدم ، همو روز اولي كه اومه سركلاس ما و شروع كرد به حاضر غايب ، تا اسم مانه خوند و مانم راس واويديم كه خومونه معرفي كنيم ، چيلش تا شي گوشش واز واوي و گفت تو سي چه ايقه قيافت ضايعه ؟ بچيل رفتن پس خنده و هر كي ، يه كلفتي بار ما كرد . زعتري كه هني هاسي مي خندس ، گفت فكر كنم خدا مي خواسه پي دي بوات شوخي كنه كه تونه داده وشون . دواره كلاس ، پكيد از خنده . همي طوري كه هاسي مي خندس ، گفت بنال بينم اسمت چنه . اسممه گفتم . يادم ني دقيقا چه گفتم . عبدولا ، عبدلعلي ، عبدلرضا ، خلاصه هر چي بي ، فقط مي فهمم كه عبدل توش بي . تا گفتم ، دواره رفت پس خنده و گفت تو بايد اسمته بيلن عبدو جوكر . بعدش هم به بچيل كلاس گفت سيلش كنين ، عندالله ، نه مث جوكريه؟ دواره همه خندسن. تو خنده اونا ، مو به فكر نظام آموزشيني بيدم كه مثلا زعتري يا زعفري يا هر كوفت و زهرماري ، معلم و آموزگارشه. دلم مي خواس دوتا پينجه دسمه كنم تو دهنم و يك فيكه اي بدم كه همه چي بريزه به هم . اما نكردم . همونجو سر جام نشسم و اسباب خنده باقي آدمل كلاسه فراهم كردم ولي هيچي نگفتم.
خلاصه مي خوام سيتون بگم اولين نفري كه اسم مانه نهاد عبدو جوكر ، همي آغاي زعفري يا زعتري بي . هفته بعدي ، سيتون مي گم كه سي چه ئي طوري واويدم و قيافه ام سي چه ايقه توهم بريزو واوي !
منبع:اتحاد جنوب
برچسبها: هُف تو لوله پوليكا, شهر برازجان, متن به زبان محلی, برازجان
مرحوم کربلایی علی خادم مردی متورع و پاکدامن و زاهد بود و علاوه بر اینکه در فنون شاعری سخن پرداز و طبعش در نهایت سلامت و روانی بود؛ مردی فقیه و اهل فضل و کمال بوده و در نجف اشرف نزد اساتید عظام تلمذ نموده و نزد علمای بزرگ آن بلد به تکمیل علوم پرداخته است.وی را دیوانی است حاوی اشعار نغز و پر مغز که متاسفانه به چاپ نرسیده است.
دل تنگ و سینه تنگ و جهان تنگ و کار تنگ
از هر طرف گرفته به ما روزگار تنگ
باروزگار در زد و خوردیم و می زنیم
او سنگ را به شیشه و ما شیشه را به سنگ
--------------------------------------------------
اوف باد به چرخ سفله پرور
کز گردش او دلم کباب است
هرجا که شقی است می نوازد
هرجا که تقی است در عذاب است
خادم منم و شکایت از چرخ
کاین چرخ به کج رویش باب است
نی با تو چنین جفا نموده
این کج رویش به شیخ و شاب است
برچسبها: کربلایی علی خادم, شاعران و نویسندگان برازجانی, برازجان, شهر برازجان, شعر
سفرنامه محمدعلي خان سديد السلطنه كيابي درباره برازجان
محمدعلي خان سديد السلطنه كيابي كه يك سده پيش (1328هـ ق) از شهر برازجان ديدن نموده درسفرنامه ي خود به نام (سرزمين شمالي خليج فارس و درياي عمان ـ ص 86 ) درباره برازجان مي نويسد: «... از احمدي به برازجان آيند پنج فرسنگ است، راه صاف و در اين منزل كاروانسرايي است رفيع البناء كه ابوالحسن خان مشيرالملك بنا كرده و مشروب آب چاه است و گوارا. جمعيت اين قصبه هزار خانوار شود. سه كاراوانسرا و حمامي دارد و درداخل قصبه آذوقه فراوان است».
برچسبها: سفرنامه محمدعلي خان سديد السلطنه كيابي درباره براز, ابوالحسن خان مشيرالملك, محمدعلي خان سديد السلطنه كيابي, شهر برازجان, برازجان
گفتن شُتُر شاشِت پِسه گُه مُو چِِنُم مِثِّ کَسهِ
به شتر گفتند که چرا شاش تو از پشت سرت می ریزد پاسخ داد که من چه چیزم مثل دیگران است که شاشم مثل دیگران باشد.
برچسبها: ضرب المثل و کنایات برازجان, گفتن شُتُر شاشِت پِسه گُه مُو چِِنُم مِثِّ کَسهِ, ضرب المثل, برازجان, شهر برازجان
اِی اُو جون داشت کُروَک زَنجیل می پوکُند
اگر آب قدرت و قوت داشت ؛ پس قورباغه که دائما در آب است زنجیر پاره می کرد
برچسبها: اِی اُو جون داشت کُروَک زَنجیل می پوکُند, ضرب المثل و کنایات برازجان, ضرب المثل, شهر برازجان, برازجان
در زمانهای قدیم که وسایل خنک کننده وجود نداشت ، مردم برای خنک نگه داشتن آب کشیده خود از چاه ، از چند وسیله استفاده میکردند که یکی از آنها دول است که عکسش را مشاهده میکنید.
دول را از یک سه پایه که از چوب ساخته شده و پوست بز و گوسفند می ساختند. پوست بز و گوسفند را با خاکستر و چند چیز دیگر ضدعفونی میکرند یا به اصطلاح شیرین میکردند. دول را تقریبا به شکل مثلثی میدوختند و به سه پایه متصل میکردند برای سر دول یک تکه چوب میتراشیدند و در آن میگذاشتند. آب را بعد از کشیده شدن از چاه در دول میریختند و در سایه میگذاشتند و با وزیدن باد و خوردن باد به دول ، آب درون آن خنک میشد و نوش جان مینمودند.

برچسبها: دول, برازجان, شهر برازجان, shahreborazjan, borazjan city, borazjancity, دول چیست, دول برازجانی
جغرافیای برازجان:
شهربرازجان درجنوب غربی فارس وشمال غربی استان بوشهر قراردارد. دارای دومنطقه کوهستانی وجلگه ایی است. که
بلند ترین قله آن کوه گیسکان با ارتفاع ۲۶۰۰ متر میباشد.۷۵ متراز سطح دریا
ارتفاع دارد و وزش باد های گرم جنوب غربی وگرم دریایی آب وهوای آنرا گرم
خشک - نیمه بیابانی وگرمسیری کرده است. دمای هوا درتابستان حداکثر ۵/۴۴ تا۵۰ درجه میرسد ودرزمستان ۵/۲۴ تا صفردرجه متغییر است. تقسیمات فصلی
دراین منطقه قدری با دیگر مناطق متفاوت است. بطوریکه فصل بهار ازاواسط
اسفند شروع تا اواسط فروردین امتداد دارد و فصل تابستان از اواسط فروردین
شروع تا اواسط آبان ماه ادامه دارد ونیز فصل خزان از نیمه آبان ماه شروع تا
نیمه دیماه خاتمه می یابد وهمینطور فصل سرما ضمن شروع از نیمه های دیماه تا
اواسط اسفند ماه خاتمه می پذیرد. البته لازم به گفتن است آب وهوای برخی
مناطق از جمله پشتکوه قدری متفاوت است بطوریکه تابستان قدری ملایم تر وبهار
اندکی طولانی تر است. موقعیت آن برروی نقشه۲۹درجه و۱۶دقیقه عرض
شمالی-۵۱درجه و۱۳ دقیقه طول شرقی است.برازجان ۲۲۲کیلومتر طول و۱۰۸
کیلومترعرض وسعت دارد.
کتاب دشتستان درگذر تاریخ - محمد جواد فخرایی
برچسبها: جغرافیای برازجان, آب و هوای برازجان, وسعت برازجان, برازجان, برازجان ۲۲۲کیلومتر طول, پشتکوه, کتاب دشتستان درگذر تاریخ, محمد جواد فخرایی, کوه گیسکان با ارتفاع ۲۶۰۰ متر
نقشه شهر برازجان
جهت بزرگنمایی ؛ بروی نقشه کلیک کنید
برچسبها: نقشه شهر برازجان, نقشه برازجان, برازجان, عکس نقشه شهر برازجان, borazjan map
اولین باران شهرستان دشتستان بزرگ در سال 1391 از ساعاتی پیش با یک گرد و خاک شدید شروع شد و در حال حاضر هم باد شدیدی می وزد.
برچسبها: اولین باران برازجان, برازجان, باد شدید, اولین باران برازجان در سال 1391, گرد و خاک شدید, گرد و خاک
منبع اتحاد جنوب
برچسبها: افتتاح سامانه دیجیتال صدا و سیما در برازجان, برازجان, شهر برازجان, سامانه دیجیتال صدا و سیما در برازجان
پاش ری پوس خیاره
پای او بر روی پوست هندوانه است.
کنایه به این که بر لب پرتگاه قرار گرفته است.
برچسبها: پاش ری پوس خیاره, ضرب المثل برازجانی, کنایه برازجانی, pash ri poose khiare, برازجان
در مشرق اين شهرستان كوهستاني وجود دارد به نام ؛ گيسكان كه داراي قلل بلند مانند:
كوه قلعه (باغ تاج) – پراس - كاكو - كوهك - ناخا و (بوم بلند) و....كه با كششي مغرورانه خليج فارس را نگهبان است.
يكي از اين قلل ، كوه قلعه در منطقه ی باغ تاج كوه گيسكان مي باشد كه در نزديكي زيارتگاه شاهزاده ابراهيم واقع شده است .كوه قلعه ارتفاعي حدود 900 متر از سطح دريا دارد و بر بسياري از مناطق كوهستان گيسكان اشراف دارد . در سراسر اين كوهستان روستا هايي چون ، كلمه - انارستان - خون - ارغنون و….قرار دارند.
با نگاهي حتي نه چندان دقيق به راحتي مي توان به پوشش گياهي غني منطقه پي برد در كوهستا ن هاي گيسكان درختاني چون: بادام كوهي - كل خنگ - بنه – انجير- كنار و….گلها وگياهان دارويي مانند شقايق - حنظل- پر سياوشان - مرمرشك(بومادارن) شب بوي وحشي- ختمي وحشي - سربرنجاس بابونه - آويشن وچاي كوهي به وفور وجود دارد.
وپوشش جانوري آن حيوانات وپرندگانی چون :
خرگوش - جوجه تيغي - قوچ - هوبره - تيهو- كبك - دراج - قمري - سار- دل زرد - كبوتر باغي و چاهي مي باشند.
برچسبها: كوه قلعه, كوه بهمرد, شاهزاده ابراهيم, برازجان, كوهستان گيسكان, شقايق, كبوتر باغي, تيهو, سربرنجاس, بابونه, مرمرشك, پراس, كاكو, ناخا, shahreborazjan, borazjan city, borazjancity
ادامه مطلب

برچسبها: میدان امام خمینی شهر برازجان, برازجان, شهر برازجان, وب شهر برازجان, وبلاگ برازجان, shahreborazjan, borazjan city, borazjancity
هله هله گرگ چَمبری
از میان بازیکنان دو اوسا انتخاب شده و افراد خود را انتخاب میکنند،بازیکنان دو بیله میشوند . یک بیله آدم ها، بیله ی دیگر گرگ ها،سپس روبروی یکدیگر قرار میگیرند.افراد هر بیله پشت سر هم ایستاده ،هر یک با دو دست کمر نفر جلوی را محکم میگیرند.آنگاه دو بیله بر خلاف جهت همدیگر ،شروع به پریدن کرده،چنین میخوانند:
گرگ ها: هله هله گرگ چمبری؟
آدم ها: زهله نداری ببری.
گرگ ها: اگه ببرم چه میکنی؟
آدم ها: خار خرنجت میکنم.
گرگ ها:لقمه ی مو چرب تره.
آدم ها:کارد مو تیز تره.
گرگ ها:خونه ی خاله کُمو هله؟
آدم ها:از ئی هله ،از او هله
گرگ ها:آغام گفته دسی بده
آدم ها:دسی ندارم چه کنم؟
گرگ ها:آغام گفته اسوم بده
آدم ها اسوم ندارم چه کنم؟
بعد از این گفتگوها ، نفرات هر دو بیله دست های همدیگر را میگیرند و هر بیله سعی میکنند طرف دیگر را به سوی خود بکشند.هربیله که برنده شد،بیله دیگرموظفند آنها را کول کنند و مسافتی ببرند.
------------------------------------------------------------------------------
اوسا : معنی تقریبی : بزرگتر یا سرگروه
بیله : گروه
زهله : زهره -جرات
خار خرنجت میکنم : به صورتت چنگ میزنم
کُمو : کدام
هل : طرف
اسوم : کفگیر
از ئی هله ،از او هله : از این طرفه یا از اون طرفه
کول : سوار بر پشت شانه
برچسبها: بازی محلی برازجان, هله هله گرگ چَمبری, شهر برازجان, برازجان, shahreborazjan, borazjan city, borazjancity, بازی محلی, بازی, برازجان عزیز, برازجانی
یکی از این دیدنی های دشتستان ، کوه قلعه واقع در مشرق شهر برازجان است که در کوه های گیسکان و در جنوبی ترین قسمت های رشته کوه زاگرس قرار دارد.
کوه قلعه به صورت تک کوه و بسیار زیبا و مرتفع در میان قله های دیگر خود نمایی می کند. داستان های زیادی که به افسانه می ماند در مورد این کوه روایت شده است،اما آنچه را نمی توان منکر شد شکل و جنس ،ساخت شگفت انگیز ، وجود آثاری از بناهای بسیار قدیمی از سنگ و ساروج بر فراز این کوه و وجود تنها یک راه برای صعود بر این کوه ، امنیتی و پناهگاه بودن این کوه و صد البته طبیعت زیبای اطراف آن است.
این هم تصاویری از این کــــوه و مناظر طبیعی زیبای دامنه اش




برچسبها: کـــوه قلعـــــه, شهر برازجان, دول, برازجان, shahreborazjan, borazjan city, borazjancity, کوه قلعه برازجان, کوه برازجان, رشته کوه زاگرس, برازجان عزیز
علما و محققان منطقه درباره نامگذاري برازجان حدس هاي
بسياري زده اند كه ما حصل آنها برازگان ، گرازگان ، گرازدان ، برتر از جان ، برازندگان با
معاني گوناگون مي باشد. بعضي آن را گرازدان به معني محل فرماندهي نيرومند يا محل
زندگي پهلوانان نيرومند و جاي برازندگان و تركيبي
از" بر+از+جان " پنداشته اند
...
برچسبها: نامگذاري برازجان, برازجان, دول, شهر برازجان, shahreborazjan, borazjan city, borazjancity, برازجانی, برازجان عزیز
ادامه مطلب
چندل: چوب هايي است به قطر حدود 15 تا 20 سانتي متر و طول حدود 2.5 تا 3 متر و با فاصله 40 تا 50 سانتي متر از يكديگر ،در قديم براي پوشيدن سقف خانه ها ي برازجان بكار برده ميشد و روي آن را با تخته ميپوشاندند و روي تخته را با دوغاب گچ و و روي گچ با گل رس ميپوشاندند
( گچ و گل رس را شيب مي دادند جهت عدم نفوذ باران)
اين سقف ها ديگه رواج ندارد و كمتر خانه اي ديده ميشود كه چندلي باشد
نمونه اي از آنها در زير نشان داده شده است.

بقیه عکس چندل را در ادامه مطلب ببینید.
برچسبها: چندل, برازجان, چندل برازجان, سقف خانه قدیمی برازجان, خانه هاي چندلي برازجان, شهر برازجان
ادامه مطلب
در زمانهای قدیم که وسایل خنک کننده وجود نداشت ، مردم برای خنک نگه داشتن آب کشیده خود از چاه ، از چند وسیله استفاده میکردند که یکی از آنها دول است که عکسش را مشاهده میکنید.
دول را از یک سه پایه که از چوب ساخته شده و پوست بز و گوسفند می ساختند. پوست بز و گوسفند را با خاکستر و چند چیز دیگر ضدعفونی میکرند یا به اصطلاح شیرین میکردند. دول را تقریبا به شکل مثلثی میدوختند و به سه پایه متصل میکردند برای سر دول یک تکه چوب میتراشیدند و در آن میگذاشتند. آب را بعد از کشیده شدن از چاه در دول میریختند و در سایه میگذاشتند و با وزیدن باد و خوردن باد به دول ، آب درون آن خنک میشد و نوش جان مینمودند.

برچسبها: دول, برازجان, شهر برازجان, shahreborazjan
.: Weblog Themes By Pichak :.













