شهر برازجان

برازجان شهرزیبای شهیدان  برازجان شهرعشق وشهرشیران

شهر برازجان | چهره ها

الف.م
شهر برازجان برازجان شهرزیبای شهیدان  برازجان شهرعشق وشهرشیران

فیلم گفتگو با استاد محمدجواد فخرائی، پژوهشگر تاریخ دشتستان

فیلم گفتگو با روانشاد محمدجواد فخرائی، پژوهشگر تاریخ پس از ده سال برای اولین بار منتشر شد - کاری از ارسلان متوسلی

جهت مشاهده فیلم، به روی عکس زیر کلیک کنید

محمدجواد فخرایی - ارسلان متوسلی


موضوعات مرتبط: چهره ها ، فیلم ها
برچسب‌ها: محمدجواد فخرائی , تاریخ دشتستان , دشتستان بزرگ , ارسلان متوسلی

تاريخ : یکشنبه پنجم اسفند ۱۴۰۳ | 7:19 | نویسنده : الف.م |

مشاهیر برازجان

1-ایت الله شیخ محمد حسین مجاهد برازجانی= مجتهد - مبارز

۲-میرزامحمد خان غضنفرالسلطنه برازجانی = شاعر- مبارز- وطن دوست - دلاور برازجان

۳-ایت الله شیخ علی ماحوزی= مجتهد - مترجم - مولف

۴-مهدی ماحوزی = نویسنده - شاعر- پژوهشگر

۵-سید محمود محمدی برازجانی= شاعر- نویسنده - مداح اهل بیت

۶-سید محمد حسن مجتهد برازجانی = مجتهد - خوشنویس

۷-اسماعیل مرتضوی برازجانی = فاضل - شاعر- نویسنده

۸-سید جعفرمجتهد مزارعی= مجتهد - مبارز

۹-سید محمدرضا مساوات برازجانی = سیاستمدار

۱۰-سید محمد صادق مهدوی= استاد دانشگاه - محقق- مولف

۱۱-حبیب الله نگهبان = مدیر فرهنگی

۱۲-محمد جعفر برازجانی= شاعر- مولف

۱۳-سیداسماعیل مهدوی= مجتهد - طبیب - شاعر- مبارز

۱۴-منوچهراتشی = شاعر

۱۵-شیخ عبدالحسین اعتصامی= ازمجتهدین وفقیهان بنام

۱۶-حسینقلی انگالی= نویسنده - مترجم

۱۷-محمد بحرانی= شاعر- نویسنده

۱۸-فریده برازجانی= شاعر- روزنامه نگار

۱۹-سیدمحمد مهدی جعفری= ازنهج البلاغه شناسان بنام

۲۰-محمد شفیع رئیسی=داستان نویس

۲۱-شیخ محمد حسین سعادت = محقق- مولف

۲۲-شیخ عبدالکریم سعادت = مدیر فرهنگی- مولف

۲۳-عبدالکریم شاه حسینی= خطاط - خوشنویس - تذهیب کار

۲۴-حیدر عرفان= پژوهشگر- نویسنده

۲۵-علیمراد فراشبندی= مورخ - نویسنده - روزنامه نگار

۲۶-زایرمحمدعلی(فایزدشتستانی)= شاعردوبیتی سرا

۲۷-محمدجواد فخرایی= مورخ - محقق- نویسنده

موضوعات مرتبط: چهره ها
برچسب‌ها: علیمراد فراشبندی , محمدرضا مساوات برازجانی , محمد حسن مجتهد برازجانی , محمود محمدی برازجانی

تاريخ : پنجشنبه سی ام آذر ۱۳۹۱ | 14:20 | نویسنده : الف.م |

شیخ رضا ذاکری اصل

درگذشت حاج شیخ رضا ذاکری اصل ؛ این روحانی فاضل و وارسته را به همه مردم برازجان  بخصوص خانواده و فرزندان و نوادگان و بستگان آن مرحوم تسلیت عرض نموده؛ شادی روح ایشان و علو درجاتش را از خداوند سبحان مسالت می نماییم.


شیخ رضا ذاکری اصل


خلاصه ای از زندگی حاج شیخ رضا ذاکری اصل برگرفته شده از اتحاد جنوب

حجت الاسلام حاج شیخ رضا ذاکری اصل، روحانی روشن دل و وارسته ی برازجانی در سن 82 سالگی درگذشت. وی در سال 1309 در محله قلعه برازجان متولد شد و از 15 سالگی به منبر رفت و حدود 67 سال ذاکر اهل بیت عصمت و طهارت بود.

سال 1362 به حج تمتع مشرف شدند و بعد از پایان جنگ تحمیلی و در حالی که هنوز صدام حسین در عراق بر سر قدرت بودند به زیارت عتبات عالیات مشرف شد.
مرحوم شیخ از مراجع بزرگ شیعه برای دریافت وجوه شرعی و پاسخ به سئوالات شرعی مردم اجازه داشتند که از آن جمله آیت الله حکیم ، آیت الله خویی، آیت الله شاهرودی، آیت الله گلپایگانی، آیت الله فاضل لنکرانی و...
عشق زایدالوصف ایشان به پیامبر عظیم الشان اسلام(ص) و ائمه اطهار(ع) و زندگی ساده و ارتباط بی ریا با مردم شهر از وی چهره ای دوست داشتنی و محبوب ساخته بود. کمتر کسی است در برازجان که با نام حاج شیخ رضا آشنا نباشد. منبرهای ایشان برای مخاطبان پیر و جوان جذابیت داشت و همه به بزرگی، صداقت و صفای او احترام می گذاشتند. سال 1383 که مرحوم شیخ محمدجواد اعتصامی از عالمان دینی و روحانی برجسته شهر رحمت خدا رفتند، ایشان وصیت کرد حاج شیخ رضا بر جنازه من نماز بخوانند که چون امام جمعه وقت هم در مراسم تشییع حاضر بود برای حفظ احترام امام جمعه، دو نماز به جنازه مرحوم آقای اعتصامی خوانده شد یکی حاج شیخ رضا و یکی هم امام جمعه.
اخیراً طی همین یکسال گذشته آیت الله صفایی بوشهری نماینده مقام معظم رهبری در استان بوشهر به منزل شیخ رفتند و از وی عیادت کردند.
غرض اینکه عزت و احترام و اعتبار حاج شیخ رضا نزد عوام و خواص در برازجان بسیارزیاد بود.
مرحوم شیخ هفت سالگی چشم درد شدیدی می گیرد و چون دکتر و دارو درمان درست و حسابی نبود طی کمتر از یکسال ، بینایی خود را کاملاً از دست می دهد. او اولین استاد خود را ملاعلی زنگویی می داند ولی می گوید روضه خوانی را از حاج محمد نبی مهاجری یاد گرفتم.
مرحوم شیخ می گفت: «برای فراگیری مسایل ، احادیث و اخبار و ترجمه کتابهای عربی نزد آیت الله شیخ عبدالحسین اعتصامی می رفتم و ایشان هم واقعاً خیلی به من کمک کردند. پای منبر سید ابوالحسن ریاضی هم حضور پیدا می کردم ایشان خیلی به ما محبت داشتند و هرچه می دانستند برای ما هم می گفتند...»
مرحوم شیخ چند ماهی هم به مدرسه مقیمیه شیراز برای تحصیل علوم دینی می رود و مقداری از صرف و نحو را در آنجا فرا می گیرد اما مشکلات باعث می شود به برازجان برگردد و فراگیری مسایل دینی را نزد علمای بزرگ برازجان ادامه دهد. او از شیخ علی ماحوزی، سید مهدی علم الهدی و سید ابراهیم مساوات به عنوان دیگر اساتید خود یاد می کند.
شهریور 1384 برای مصاحبه ای با وی دو سه ساعت میهمان خانه باصفای ایشان شدم. از آن روز بود که ارادتم به شیخ بیشتر شد. به رسم ادب و احترام به این پیر غلام اهل بیت و شیخ باصفای سفر کرده به سرای جاودان، دو رؤیای صادق که وی در مصاحبه با اتحاد جنوب هفت سال پیش نقل کردند اینجا می آورم:


خوابی که شیخ را منبری کرد

«در نوجوانی شبی به خواب دیدم که زن مجلله و موقره ای که زن بلند قامتی بود و لباس سیاه یا سبزی به تن داشت و از زنهای متشخصه و معقول بود فرمود رضا برایم روضه بخوان ما شروع به خواندن چیزهایی که یاد گرفته بودم کردم و بسیار گریه کردند ، این خواب را برای مرحوم سید عباس مساوات که فردی نابینا متدین و منبری بود تعریف کردم ایشان فرمودند این طور که از این خواب استنباط می کنم که انشاءالله یکی از منبری ها می شوید و او جده ام حضرت زهرا(س) بوده است...»


شیخ رضا ذاکری اصل

شفایی که شیخ رضا ذاکری از امام زمان گرفت

«تقریباً چهل سال پیش در ماه مبارک رمضان چند جا برای روضه خوانی دعوت شده بودم از قضا بیمار شدیم و به سینه درد شدیدی گرفتار شدیم حتی طوری شد که در آن سال نه تنها روضه و منبر ما متوقف شد بلکه نتوانستم قریب 15 روز، روزه هم بگیرم. سینه ام طوری شده بود که جوهر صدا بیرون نمی آمد زیاد به پزشک مراجعه کردم و داروهای زیادی مصرف نمودم و طوری بود که هیچ سالی به اندازه ی آن سال دارو مصرف نکرده بودم در بوشهر نزد دکتر سید جعفر طبیب، دکتر سلطانی و... مراجعه نمودم ولی سینه درد ما رفع نشد. چند ماهی گذشت ماه محرم هم که به منبر می رفتم نمی توانستم بیشتر از چند بیت شعر و نوحه بخوانم. زیاد به اهل بیت خصوصاً حضرت حجت ابن الحسن (عج) توسل جستم. شبی در خواب دیدم دو نفر آمدند ولی چشمم آنها را نمی دید کسی که نزد او ایستاده بود گفت آقا امام زمان است. دست آقا را بوسیدم و به روی سینه و چشمم کشیدم آقایی که کنارش ایستاده بود گفت سینه دردتان خوب شد و چشمتان هم بینا می شود. صبح که بیدار شدم بعد از نماز شروع به خواندن قرآن نمودم بدون اینکه سینه دردی احساس کنم انگار که اصلاً سینه درد نداشته بودم از آن سال تاکنون از برکت توجهات حضرت صاحب الزمان(عج) تا حالا هر وقت سینه درد پیدا کرده ام جزیی بوده و نشده که منبر ترک شود. در رابطه با بینایی چشم هم نفهمیدم منظور آقا چه بوده؟ شاید منظور بچه ها بوده است چون می فرمایند اولاد هم نور چشم هستند یا اینکه بینایی چشم در عالم آخرت منظورشان بوده است.»
مرحوم حاج شیخ رضا ذاکری صاحب 7 فرزند پسر و 4 فرزند دختر شدند که البته دختر بزرگ ایشان سال 1387 فوت شد. همچنین 25 نوه از مرحوم شیخ به یادگار مانده است.

روحش شاد.


موضوعات مرتبط: چهره ها
برچسب‌ها: حاج شیخ رضا ذاکری اصل , زندگی نامه حاج شیخ رضا ذاکری اصل , خوابی که شیخ رضا ذاکری را منبری کرد , شفایی که شیخ رضا ذاکری از امام زمان گرفت

تاريخ : پنجشنبه ششم مهر ۱۳۹۱ | 10:52 | نویسنده : الف.م |

محمد زمانی برازجانی شاعر و شوره خوان

مرحوم محمد زمانی برازجانی شاعر و شوره خوان و صاحب سبک

دگر باره غمت بگرفته جانم

زده آتش به جسم ناتوانم
شکیبايی ز هجرانت زمانی
تواند لیک معذور از فغانم

مده بر باد جانا سنبل تر

از این سودا مزن بر جانم آذر
اگر مقصود تو قتل زمانی
بکش تو بی مهابا این تن و سر

تو را وصل است حاصل من زهجران

و را شاد است من با چشم گریان
شکستی از وفا عهد زمانی
فکندی طرح الفت با رقیبان

ز دست آن بت لیلی شمایل

شده کارم چو مجنون صعب و مشکل
اگر مجنون به وصل هجر آسود
زمانی را بجز هجران چه حاصل

ترنج غبغب و آن چشم جادوش

ز من برده توان و طاقت و هوش
نه تنها دل ربوده از زمانی
رفیقان هم اسیر دام گیسوش

تو در خوابی بتا با خاطر خوش

من از هجر توام دائم در آتش
نیی واقف بر احوال زمانی
چسان دلخور بگشته زین کشاکش

دوباره کاش می آمد جوانی

زمان خوشدلی و کامرانی
که تا با وی زمانی باز گوید
غم پیری و ضعف و ناتوانی

گر از مویش بگویم عنبرین است

ور از رویش بخواهی مه جبین است
بت من آن که دل برد از زمانی
میان نازنینان، نازنین است

بتا هر شب ز هجرت در عذابم

بود در دیده جای خواب آبم
وگر چون نرگست خوابم بگیرد
شود آشفته چون موی تو خوابم

مرا خاطر به تو مشغول هر روز

از این سودا دلم در تاب و در سوز
تو هم یک روز کن یاد از زمانی
طریق یکدلی از من بیاموز


موضوعات مرتبط: چهره ها
برچسب‌ها: محمد زمانی برازجانی , مرحوم محمد زمانی برازجانی شاعر , محمد زمانی برازجانی شوره خوان , مرحوم محمد زمانی برازجانی صاحب سبک

تاريخ : پنجشنبه سی ام شهریور ۱۳۹۱ | 9:5 | نویسنده : الف.م |

کربلایی کرم کوهستانی

مرحوم کربلایی کرم کوهستانی شاعر و شروه خوان با ذوق برازجانی و صاحب سبک نمونه ای از اشعارش اینست.

"به هنگام نشاط کامرانی/گلی بهتر ندیدم از جوانی

جوانی بهرین نقد حیات است/ مده از دست تو آنرا رایگانی"

"مرا بگرفته پیری سخت در بر/ توان برده مرا از پای تا سر

جوانی گلشن عمر است کوهی/ هزار افسوس ناید بار دیگر"


موضوعات مرتبط: چهره ها
برچسب‌ها: کربلایی کرم کوهستانی , کربلایی کرم کوهستانی شاعر , کربلایی کرم کوهستانی شروه خوان

تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۱ | 21:59 | نویسنده : الف.م |

نجاتی اولین شروه خوان همراه با فلوت دشتستان

نجاتی اولین شروه خوان همراه با فلوت دشتستان در رادیو نفت ملی آبادان پنجاه سال پیش و صاحب سبک بود.


موضوعات مرتبط: چهره ها
برچسب‌ها: نجاتی , نجاتی اولین شروه خوان همراه با فلوت دشتستان

تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۱ | 21:57 | نویسنده : الف.م |

حجت الاسلام سید ابوالحسن ریاضی

حجت الاسلام سید ابوالحسن ریاضی که خود شاعری توانا و به سبک فایز شعر می سرود و در مرگ فرزندش چنین سروده است. او در جوانی صدایی بس نکو داشت و شروه هایش سالیان دراز مردم را مسحور خود کرده بود.

فراق لاله رویی کار من ساخت         مرا آخر بدام هجر انداخت

ریاضی روز و شب می سوخت و میساخت که کس داروی هجر نشناخت. مرحوم ریاضی اصلاً اهل امامزاده بوشهر لیکن ساکن برازجان بود.


موضوعات مرتبط: چهره ها
برچسب‌ها: حجت الاسلام سید ابوالحسن ریاضی , سید ابوالحسن ریاضی , شروه چیست , موسیقی

تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۱ | 21:39 | نویسنده : الف.م |

علیمراد فراشبندی

استاد علیمراد فراشبندی

علیمراد فراشبندی


استاد علیمراد فراشبندی در سال 1299 هجری در خانواده ای متدین و اهل علم درشهر برازجان دیده به جهان گشود و تحصیلات خود را در همین شهر به پایان برد. سال1318 بود که به استخدام اداره کل فرهنگ دشتستان درآمد و مدتی را بعنوان آموزگار به تعلیم و تربیت پرداخت. در سال1324 وی دشتستان را بقصد شیراز ترک گفت. و این آغاز زندگی پر حادثه سیاسی او بود.


ادامه را در ادامه مطلب بخوانید


موضوعات مرتبط: چهره ها
برچسب‌ها: استاد علیمراد فراشبندی , علیمراد فراشبندی , اداره کل فرهنگ دشتستان , خانه ملت

ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه دوم شهریور ۱۳۹۱ | 13:25 | نویسنده : الف.م |

محمد حسین کمالی

محمد حسین کمالی: زنده یاد محمد حسین کمالی فرزند مرحوم کربلایی فتح ا... فرزند مرحوم کربلایی محمد حسین در سال 1308 خ در شهر برازجان دیده به جهان گشود. کربلایی محمد حسین پدربزرگ او از افراد برجسته، آگاه، باسواد و باتدبیر زمان خود بود. زندگی او همزمان با ضابطی میرزا محمد خان برازجانی ضابط برازجان بود و او به عنوان مشاوری دانا و باتدبیر در دستگاه میرزا محمد خان بود. فرزند او مرحوم کربلایی فتح ا... نیز دارای همان ویژگی های پدر بود و پا جای پای او می گذاشت و این هر دو بسیار مردمدار و از افراد برجسته وسرشناس برازجان و بسیار مورد احترام مردم بودند. زنده یاد محمد حسین کمالی از افراد سرشناس، مشهور و خوشنام برازجان و دشتستان و یکی از فعالان و افراد پرتلاش عرصه سیاسی و اجتماعی بود. وی شخصی باسواد، آگاه، روشن و وارد به امور و مسایل سیاسی و اجتماعی دوران خود و از معلومات عمومی بسیاری برخوردار بوده وی در زمینه ادبیات و اشعار شاعران آگاهی و دانش درخور توجهی داشت و در فن نگارش و نامه نگاری و کتابت نیز بسیار آگاه و چیره و دارای خطی بسیار زیبا بود. در دوران نهضت ملی ایران از مخالفین رژیم شاه و از حامیان نهضت بود.وی شخصی مردمدار و در مواقع بروز اختلافات و درگیری های قومی و فامیلی میان مردم و فامیل های گوناگون در رفع اختلافات و ایجاد آشتی میان آنان کوشا و در این کار موثر بود. در زمان برگزاری انتخابات و جناح بندی های سیاسی همیشه حضوری فعال داشت و به ویژه در دوران شاه همیشه جانب کاندیدایی که مورد بی مهری دولت بود را می گرفت و از او حمایت می نمود. زنده یاد مرحوم محمد حسین کمالی در آذر ماه سال 1373 و در حالی که 65 سال از عمرش می گذشت دیده از جهان فروبست.


موضوعات مرتبط: چهره ها
برچسب‌ها: محمد حسین کمالی , شهر برازجان

تاريخ : پنجشنبه بیست و دوم تیر ۱۳۹۱ | 18:29 | نویسنده : الف.م |

حاج غلامحسین کمالپور

زنده یاد مرحوم حاج غلامحسین کمالپور فرزند مرحوم محمد حسن متولد 1279 خ در برازجان از اشخاص برجسته و سرشناس و از افراد نیکوکار و خیر و مردمدار این شهر بود. وی سواد را در مکتبخانه های برازجان فراگرفت و شخصی آگاه و روشن و از معلومات عمومی بسیاری برخوردار بود.
وی در آغاز و در دوره رضا شاه به دلیل مخالفت با رژیم، مدت ها به صورت فراری و تحت تعقیب در کوه های گیسکان به سر می برد. سال ها پس از آن وارد اداره امنیه شد و مدت ها محل خدمت او در منطقه دشتی کنونی بود. در این زمان به علت مخالفت با رژیم و عدم اطاعت از دستور فرماندهی، در به تعطیلی کشاندن مراسم سوگواری ماه محرم مردم و حتی شرکت متعصبانه خود او در این مراسم از سوی دادگاه نظام احضار و به دلیل به کار بردن کلمات و جملات رکیک بر علیه شاه در دادگاه به اعدام محکوم شد.
وی در زندان نگه داشته شد تا حکم اعدام او تایید و اجرا شود. به نقل از یکی از نزدیکان او شبی در زندان خوابی می بیند و امام حسین در خواب او آمده می گوید فردا شخص بالا مقامی به زندان خواهد آمد و تو را احضار می کند و تو موضوع خوابت را برای او تعریف کن. فردای آن شب سرتیپ احمدخان زندیه رییس وقت دادگاه نظام فارس به آن زندان می آید و او را می خواهد و وقتی مرحوم کمال پور به حضور او می رسد موضوع خواب خود را برای او بازگو می کند. سرتیپ از شنیدن آن منقلب و ترس وجودش را فرا گرفته و لذا او را از اعدام رهانیده و باعث آزادی او می شود. وی پس از بازگشت به دشتستان، مرزی برای خروج و رهایی خود از اداره امنیه تلاش می کند و از کار خود استعفا داده که در آغاز با آن موافقت نمی شود. اما او تهدید می کند.
در صورتی که با درخواست او موافقت نشود تمام اسلحه ها را برداشته و به کوه خواهد زد که با مشاهده این وضع ناچار استعفای او پذیرفته می شود. مرحوم حاج غلامحسین کمالپور در طول حیاتش اقدامات عام المنفعه بسیاری انجام داد. اولین ژنراتور برق در برازجان را برای استفاده مردم نصب نمود. قدرت این ژنراتور 70 اسب بخار بود و هر منزل می توانست از یک لامپ در منزل خود استفاده کند و در برابر آن ماهانه 20 ریال باید می پرداخت. این موتور برق تنها تا ساعت 12 شب روشن بود. دومین دبستان برازجان به نام دبستان عضد با همکاری و تلاش او و با در اختیار قرار دادن منزل شخصی اش در شهر برازجان تاسیس گردید. مسجد صاحب الزمان محله کمال آباد را ساخت و ده ها پلاک زمین مسکونی در محله کمال آباد جهت ساخت مسکن به صورت رایگان به افراد نیازمند واگذار کرد و حتی به برخی در حد توان کمک هایی به صورت نقدی و مصالح برای ساخت مسکن در آن ها نیز نمود. وی همچنین کمک ها و تلاش های بسیاری در ساخت طرح مقید و همگانی ورزشگاه برازجان کرد و خود او کار نظارت و امور مالی و حسابداری آن را به عهده گرفت. در سال های پیش و پس از انقلاب اسلامی در دادگستری برای حل و فصل اختلافات و درگیری ها از وجود ایشان بهره می بردند و او در انجام این امور کوشا و بسیار موثر بود. زنده یاد حاج غلامحسین کمالپور سرانجام در بهمن ماه سال 1376 خ دار فانی را وداع گفت.


موضوعات مرتبط: چهره ها
برچسب‌ها: حاج غلامحسین کمالپور , شهر برازجان , shahreborazjan

تاريخ : سه شنبه بیستم تیر ۱۳۹۱ | 18:41 | نویسنده : الف.م |

شیخ محمدحسین برازجانی

شیخ محمد حسین برازجانی معروف به مجاهد ، ( زاده: 1249 - درگذشت: 1319 ) فرزند نجفعلی متولد برازجان از روحانیون مبارز جنوب در جنگ جهانی اول بود.


وی در نجف تحصیل کرد. با تصرف بوشهر در جنگ جهانی اول به سال ۱۳۳۳ قمری مردم جنوب به رهبری ریس علی دلواری به نبرد با نیروهای انگلیس پرداختند. در همین زمان، آیت الله محمدتقی شیرازی در نجف برضد متفقین اعلام جهاد کرد و برازجانی بر همین اساس، به یاری رئیسعلی دلواری شتافت. دامنهٔ این قیام تا شیراز گسترش یافت و برازجان مرکز تجمع آزادیخواهان شد. وی با علی کازرونی، غضنفرالسلطنه برازجانی (ضابط برازجان)، اخگر (دکتر ژاندارمری) برای کمک به نبرد جنوب، در برازجان شورایی تشکیل دادند که در آن پس از خواندن نامه‌های مجاهدان و مخالفان، رهنمودهای لازم را می‌دادند و از خان‌های منطقه می‌خواستند تا رئیسعلی را در جنگ یاری دهند. نخستین کسی که به درخواست آنها پاسخ مثبت داد، شیخ حسین خان چاکوتاهی بود. کاکس، وابستهٔ نظامی انگلیس در بوشهر، طی نامه‌ای از او بازخواست کرد، اما شیخ با استناد به فتوای علمای نجف، به کاکس پاسخ داد و رئیسعلی نیز در تأیید آن، نامه‌ای مفصل و ستایش‌آمیز برایش فرستاد. در اثنای جنگ جنوب، رئیس علی دلواری کشته شد. مبارزهٔ جنوب همچنان ادامه یافت تا آنکه انگلیسی‌ها در (۱۳۳۵.ق - ۱۹۱۷.م) بر برازجان مسلط شدند. وی پس از پیروزی متفقین مدتی متواری بود. پس از پایان جنگ، به زادگاه خود بازگشت. شیخ محمدحسین در اواخر عمر در تهران زیست و در این شهر درگذشت.


موضوعات مرتبط: چهره ها
برچسب‌ها: شیخ محمدحسین برازجانی , شهر برازجان , shahreborazjan

تاريخ : دوشنبه دوازدهم تیر ۱۳۹۱ | 18:15 | نویسنده : الف.م |

اسامی شهدای برازجان و دشتستان در جنگ انگلیسی ها با بوشهر

شهید میرزا محمد خان غضنفرالسلطنه برازجانی، محل شهادت،گردنه مهار امام زاده شاه پسرمرد

شهید میرزا محمود خان برادر غضنفر در مبارزه با تیپ سلحشور نادری در نینیزک برازجان

شهید علی فرزند ابول شیخی اهل بنداروز در جنگ سربست چغادک که بدنش قطعه قطه گردید.

شهید حاجی فرزند رئیس ملک اهل لرده برازجان قاتلین: شیخ عبدالرسول و شیخ ناصر چاه کوتاهی بودند

شهید فرهاد فرزند رئیس ملک اهل لرده برازجان قاتلین: شیخ عبدالرسول و شیخ ناصر چاه کوتاهی بودند

شهید محمد اسماعیل بیگ خوشابی

شهید سید عبدالله شاهروبندی توسط ایادی شیخ عبدالرسول چاه کوتاهی بین گردنه خون و کلمه – مقبره وی بعد از گردنه به طرف خون میباشد

شهید محمد حسن بیگ و حاج محمد بیگ خوشابی در جنگ با انگلیسی ها

شهید محمدرضا بیگ زیارتی و حیدر بیگ خوشابی در سال 1273 حوالی بوشهر با انگلیسی ها

شهید سه نفر از اهالی شبانکاره در جنگ سربست چغادک

شهید دونفر از اهالی روستای خون در حمله هواپیماهای انگلیسی

شهیده زوجه علی فرزند جمعه در جنگ خون در حمله هواپیماهای انگلیسی

شهید آقا علی پوراکبری،در جنگ با اسماعیل خان دست نشانده انگلیسی ها

شهیده زینب همسر مرحوم رییس غلامعلی اتابک زاده در جنگ لرده

شهید غلامرضا فرزند محمد اسماعیل اهل روستای ارغون برازجان

منبع:

کتاب دلاوران دشتستانی تالیف اسماعیل شهرسبزی


موضوعات مرتبط: چهره ها
برچسب‌ها: اسامی شهدای برازجان و دشتستان در جنگ انگلیسی ها با

تاريخ : سه شنبه دوم خرداد ۱۳۹۱ | 18:11 | نویسنده : الف.م |

شهید صادق گنجی

شهید صادق گنجی در ششم اردیبهشت 1342درخانواده ای معتقد و مذهبی از دیار دشتستان درشهرستان فسا از توابع استان فارس متولد شد، پدر بزرگوار ایشان كرم گنجی كه ارتشی بود، به سبب ماموریت كاری از برازجان راهی فسا شده بود.


صادق كلاسهای اول و دوم ابتدایی را در دبستان شهرستان فیروزآباد و سوم را در فلیون نورآباد ممسنی گذراند و هنوز 9 ساله نشده بود كه پدرش در 23فروردین ماه 1351 براثر عارضه سكته به دیار معبود شتافت.

صادق كلاسهای اول و دوم ابتدایی را در دبستان شهرستان فیروزآباد و سوم را در فلیون نورآباد ممسنی گذراند و هنوز 9 ساله نشده بود كه پدرش در 23فروردین ماه 1351 براثر عارضه سكته به دیار معبود شتافت.

از آن پس ایشان به همراه مادر و سه خواهر و دو برادرش به سرزمین پدری بازگشت و كلاس های چهارم و پنجم را در مدرسه خواجه خضر قدیم كه بعدها حكمت نام گرفت گذراند و دوره متوسطه را در دبیرستان فرخی سابق برازجان(شهیدبهشتی) به پایان رساند.

و ...

لطفا ادامه را در ادامه مطلب بخوانید



موضوعات مرتبط: چهره ها
برچسب‌ها: شهید صادق گنجی , صادق گنجی , سفیر ایران در پاکستان , شهر برازجان

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه بیست و دوم اردیبهشت ۱۳۹۱ | 18:2 | نویسنده : الف.م |

اسامی بعضی از دلاوران و مبارزین دشتستانی در جنگ انگلیس

اسامی بعضی از دلاوران و مبارزین برازجانی و دشتستانی

سید محمدرضا سیاسی راد فرزند حاجی آقا برازجانی از سرداراد غضنفری

حاج احمد وثوق برازجانی مشاور غضنفر

سیدمحمدرضاسیاسی بزرگ خاندان سادات محله قلعه از مشاوران

سید حسین موسوی مقدم دورودگاهی از مبارزین جنگ سربست چغادک

کربلایی عباس فرزند کربلایی محمد کشاورز شحنه زاده با 15 نفر تفنگچی از بستگانش

محمدحسن دهدشتی زاده از مبارزین و معتمدین غضنفر در جنگ سربست چغادک و معتمدغضنفر

حیدر فرزند محمدحسن دهدشتی زاده از تفنگچیان و معتمد خانوادگی غضنفر

جعفر فرزند محمدحسن دهدشتی زاده هفت سال اسارت همراه ابراهیم خان غضنفری ومادرش در منطقه شبانکاره

کربلایی حسین فرزند کربلایی علیمراد برازجانی فراشبندی از پارتیزان های تیزتک غضنفری

رئیس باقرپاپری مقدم تفنگدار بنام میرزامحمد خان در جنگ سربست چغادک

رئیس حسن پاپری کدخدای رودفاریاب تنگ فاریاب از طرف میرزا محمدخان-بزرگ خان دان پاپری

کربلایی محمدحسین فرزند ملاحسین کدخدای برازجان در عصر غضنفر

حاج محمد خان عموزاده و نایب الحکومه غضنفر دربرازجان

حاج محمد علی خان محمودی عموزاده غضنفر

نصرالله خان و امان الله خان برادر زادگان غضنفر از مبارزین

قاسم خان فرزند غضنفرالسلطنه

کربلایی حسین فرزند مشهدی اسماعیل خسروی کدخدای برازجان

18 نفر از پارتیراندازان و میرشکاران گیسکانی و پشتکوه برازجان

حاج غلامشاه رستمی بزرگ خاندان رستمی دهرود سفلی همراه با 30 نفر از فداییان غضنفر

غلامعلی بیگ خوشابی شخص مورد وثوق غضنفر که تنهائی دارای 60 تفنگچی بنام بود

و هزاران نفر دیگر که درکتاب دلاوران دشتستانی نام برده شده اند ومن تنها چند نفر از آنها را جهت آگاهی ذکر کردم و پوزش مرا بپذیرید اگر که همه را ننوشتم.


موضوعات مرتبط: چهره ها
برچسب‌ها: اسامی بعضی از دلاوران و مبارزین دشتستانی در جنگ ان

تاريخ : پنجشنبه دهم فروردین ۱۳۹۱ | 18:10 | نویسنده : الف.م |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.