الا اي دشتسون اي يار جوني الا اي نورِ چيش اي زور زُوني
چه سخته پُي تو بيدن ونبيدن چه سخته بوتِ فهميدن نديدن
نفس كه ميكشي ميفهمه لارُم نمـي وينم خُتِ دور وديـارم
نمي فهمم كه پاتُم يانه پاتُـم موخواصلاْ نمي فهمم كجاتـم
موخو شيراز بيدن بِختَرُم بـي غم هجرون كشيدن بخترم بـي
وهجرون انتظارِ وصل بيـدُم گل وصل تُنـه پي زورچيـدم
زدم و وازدم تا وَت رسـيدم اُما خيـري وديدارت نديـدم
چه وصلي بي كه وهجرون بتربي چه درموني كه دردش خاشتربي
ندا طولي كه پُي موقهر كردي سي مو زندة يِ اِنّا زهركردي
نمي فهمم بهارت كَي سراومَـه كه تَوسونت خودِجومة تراومه
نه خَوبيدم اُمـا نَيـدُم بهـاره خَو وبيـدار توسونت ديـاره
برچسبها: الا اي دشتسون اي يار جوني , الا اي نورِ چيش اي زور زُوني , شعر دشتستانی , shahreborazjan
ادامه مطلب

صادق كلاسهای اول و دوم ابتدایی را در دبستان شهرستان فیروزآباد و سوم را در فلیون نورآباد ممسنی گذراند و هنوز 9 ساله نشده بود كه پدرش در 23فروردین ماه 1351 براثر عارضه سكته به دیار معبود شتافت.
صادق كلاسهای اول و دوم ابتدایی را در دبستان شهرستان فیروزآباد و سوم را در فلیون نورآباد ممسنی گذراند و هنوز 9 ساله نشده بود كه پدرش در 23فروردین ماه 1351 براثر عارضه سكته به دیار معبود شتافت.
از آن پس ایشان به همراه مادر و سه خواهر و دو برادرش به سرزمین پدری بازگشت و كلاس های چهارم و پنجم را در مدرسه خواجه خضر قدیم كه بعدها حكمت نام گرفت گذراند و دوره متوسطه را در دبیرستان فرخی سابق برازجان(شهیدبهشتی) به پایان رساند.
و ...
لطفا ادامه را در ادامه مطلب بخوانید
برچسبها: شهید صادق گنجی , صادق گنجی , سفیر ایران در پاکستان , شهر برازجان
ادامه مطلب
در زمانهای قدیم که وسایل خنک کننده وجود نداشت ، مردم برای خنک نگه داشتن آب کشیده خود از چاه ، از چند وسیله استفاده میکردند که یکی از آنها دول است که عکسش را مشاهده میکنید.
دول را از یک سه پایه که از چوب ساخته شده و پوست بز و گوسفند می ساختند. پوست بز و گوسفند را با خاکستر و چند چیز دیگر ضدعفونی میکرند یا به اصطلاح شیرین میکردند. دول را تقریبا به شکل مثلثی میدوختند و به سه پایه متصل میکردند برای سر دول یک تکه چوب میتراشیدند و در آن میگذاشتند. آب را بعد از کشیده شدن از چاه در دول میریختند و در سایه میگذاشتند و با وزیدن باد و خوردن باد به دول ، آب درون آن خنک میشد و نوش جان مینمودند.

برچسبها: دول , برازجان , شهر برازجان , shahreborazjan
عکس های کاروانسرای مشیرالملک برازجان
عکس های دژ برازجان
موضوعات مرتبط: عکس
برچسبها: تصویر کاروانسرای مشیرالملک برازجان , shahreborazjan , borazjan city , borazjancity
موضوعات مرتبط: فرهنگ و هنر
برچسبها: شروه چیست , موسیقی , شروه , شروه برازجان
برازجون یاد پرپین و پیازت برازجون یاد کلمنده درازت
موضوعات مرتبط: اشعار و ابیات
برچسبها: برازجون یاد پرپین و پیازت , شعر برازجون , برازجون یاد کلمنده درازت , shahreborazjan

موضوعات مرتبط: عکس
برچسبها: اولين عکس دانش اموزان برازجان , عکس اولين دانش اموزان برازجان , عکس بچه های برازجان , shahreborazjan
بقعه امام زاده ابراهیم که در میان مردم محل به نام شاهزاده ابراهیم معروف می باشد در دوازده کیلومتری جنوب برازجان و در ارتفاعات گیسکان قرار دارد. بقعه امام زاده ابراهیم و روستای مجاور آن به نام ننیزک(یا نی نیزک) به وسیله یک جاده فرعی آسفالته که به جاده اصلی برازجان-اهرم میپیوندد بابرازجان مرکز شهرستان دشتستان در ارتباط است.
طبق روایات تاریخی و سینه به سینه ،امام زاده ابراهیم فرزند حضرت امام موسی کاظم(ع) است.
معمولا مردم برازجان و اطراف برازجان در روزهای پنج شنبه و جمعه به این امام زاده می آیند و تا آخر شب در صحن و فضای این امام زاده می مانند.

طریقه آمدن امام زاده ابراهیم به نینیزک برازجان:
در زمان خلافت مامون (198ه.ق 218ه.ق)هفتمین خلیفه عباسی زمانی که امام رضا(ع) به ولایتعهدی منصوب شد نامه ای برای برادران خود به مدینه ارسال نمود و آنان را به خراسان دعوت کرد،آنان پس از تحمل سفری دور و دراز وارد ایران گردیدند اما دیرزمانی از ورود آنان به ایران نگذشته بود که خبر شهادت امام رضا(ع) به وسیله مامون عباسی را دریافت نمودند وچون پس از به شهادت رسیدن حضرت امام رضا(ع) دستگاه خلافت و عمال عباسی درصدد تعقیب و اذیت و آزار اهل بیت عصمت و طهارت(ع) برآمد لذا امام زادگان از بیم مخالفان خود در سرزمین پهناور ایران متفرق شدند.
در این میان امام زاده ابرایم با چند تن از همراهان خود مورد تعقیب عمال عباسی قرار گرفت و در حین تعقیب دو تن از دست نشاندگان خلافت به نام های رئیس حسین و رئیس اسکندرباچند صد نفر جمگجو به تعقیب و زد و خورد با امام زاده ابراهیم و همراهان وی برآمدند تا آن که جنگ به دامنه کوه کشیده شد و این جنگ چند شبانه روز درآن محل ادامه داشت ولی چون عده دشمن زیاد بود آخرالامر امام زاده ابراهیم به دست دشمن به شهادت رسید و پس از شهادت مومنین و ارادتمندان وی به سرپرستی شخصی به نام (الیاس) جسد مبارک آن حضرت بروی تپه ای بلند و مشرف بر نهری بخاک سپردند و این واقعه در سال204هجری قمری بود.
موضوعات مرتبط: مذهبی
برچسبها: شاهزاده ابراهیم برازجان , شهر برازجان , امام زاده ابراهیم برازجان , shahreborazjan

موضوعات مرتبط: عکس
برچسبها: نمایی از پارک برازجان , شهر برازجان , وبلاگ شهر برازجان , shahreborazjan
رباب ، رباب ، ربابه ، حال رباب خرابه
اینجو نه جای ربابه ، جای اُرسی ربابه
رباب رفته تو کوچه ، ننه رباب دست پاچه
رباب وقتی رو می که دل و جیگرم اُو میکه
رباب رفته دهکنه با پیرهن کل کهنه
رباب رفته سینما با پیرهن شبنما
رباب رفته چه مشکی پاش گشته یه مشکی
منبع:کتاب ادبیات عامیانه استان بوشهر/دکترعبدالله رضایی
موضوعات مرتبط: اشعار و ابیات
برچسبها: رباب رباب , حال رباب خرابه , رباب رفته تو کوچه , شهر برازجان
نون و پنیر آوردیم دخترتونه بردیم
نون و پنیر ارزونیتون دختر نمی دیم بهتون
موضوعات مرتبط: اشعار و ابیات
برچسبها: نون و پنیر آوردیم , دخترتونه بردیم , نون و پنیر ارزونیتون , دختر نمیدیم بهتون
هشکله دینو ، هشکله
هشکله باغی ، هشکله هشکله جونم ، هشکله
ماشینی بالا میا پرش پلیته ، هشکله
برازجون شهری شده ، بعض کویته ، هشکله
عقربی تو جوممه نمیله بشینم ، هشکله
یا بیایین عقدم کنین یا یکشینم ، هشکله
دخترو دی پیرزن چقه عیاره ، هشکله
وش میگم بالشت بیار دشک میاره ، هشکله
ای خدا بالم بده می بال جیجه ، هشکله
ژُر و پیچی بخوارم دور خلیفه ، هشکله
سوار پرشی اُم دور سرتون ، هشکله
تا خدا قسمت کنه واوم دوماتون ، هشکله
هشکله جونم هشکله اینجو میمونم ، هشکله
سی تو میخونم ، هشکله
امروزه چهارده روزه مو پازنونم ، هشکله
موکه یارم اینجو نیس سی کی بخونم ، هشکله
هشکله جونم دیت بسونم ، هشکله
سی زمستونم ، هشکله
برای خوندن توضیحات شعر هشکله به ادامه مطلی بروید
موضوعات مرتبط: اشعار و ابیات
برچسبها: هشکله دینو , هشکله جونم , هشکله باغی , شهر برازجان
ادامه مطلب
میرزا محمدخان برازجانی ملقب به غضنفر السلطنه دشتستانی دلاور مرد و شیر دل دشتستان در سال 1252 شمسی در محله قلعه برازجان متولد گردید.
تحصیلات:تحصیلات فارسی و عربی آنان در مکتب خانه محل و در محضر علمای برازجان بود، پس از این مقدمات ، میرزامحمدخان برای تکمیل علم صرف و نحو و فقه و اصول به شیراز رفت و نزد ادیب برجسته و واعظ وارسته حجه الاسلام والمسلمین مرحوم مغفور آقا سید ابو الحسن ریاضی فرا گرفت که شاید موانست و همنشینی با همین روحانی طراز اول منطقه باعث شد تا همراه با یادگیری علوم و فنون زمان خود پای بند و متعهد به خاندان طهارت و عصمت باشد. در این موقع او جوانی برونمند و عاشق و طالب علم آموزی و پیشقدم در فراگیری در فرا گیری دروس بود. او با هوش سرشاری که داشت ، مراتب علوم حوزه ای را نزد مرحوم حجه الاسلام آقا شیخ مرتضی محلاتی آموخت. ازاین لحاظ فردی فرهنگ دوست و متدین و صاحب قریحه سرودن اشعار بار آمد. احاطه وی در ادبیات عرب و اندیشه تابناکش از او شاعری خوش قریحه و سخنوری برجسته ساخت تا در صحنه علم و سیاست ، تعهد و دیانت ، جنگاوری و شجاعت سرآمد اقران و امثال گردد. به طوری که میگویند اشعار فراوانی که همگی پند آمیز و حاوی افکار پاک وی بود ، افسوس که دست تطاول ایام و غارت مایملک او در جریان جنگ و گریز ها و پناه وی و خانواده اش به کوهستان ، دیوان اشعارش را پرپرکرد.
برای خواندن شعر آقا محمد خان به ادامه مطلب رجوع کنید
موضوعات مرتبط: شاعران و نویسندگان
برچسبها: میرزا محمدخان برازجانی , شاعر برازجانی , شهر برازجان , shahreborazjan
ادامه مطلب
دانلود نوحه سنتی استاد مهدی آخوند زاده
موضوعات مرتبط: مذهبی
برچسبها: دانلود نوحه سنتی مهدی آخوند زاده , مهدی آخوند زاده , مسجد دلگشا برازجان , دانلود نوحه سنتی
برازجان به معنی شهر روشن است:
ازآنجایی که مرکز شهرستان دشتستان بزرگ،شهر برازجان است،بدنبال معنای کلمه ی برازجان در کتابها گشتیم و آنچه را که یافتیم در زیر نوشتیم.
وجه اسم برازجان را طبق اظهار نظر محققان میتوان به : برتر از جان و گرازدان به معنای محل فرماندهی نیرومند یا محل محل زندگی پهلوانان دانسته اند.
دکتر سید جعفرحمیدی در تحقیق کلمه برازجان به کشف تازه ای میرسد:
در پشت کلمه برازجان ،معنی بهتر و زیباتری است.در گذشته دور ،در آیین ایرانیان قدیم به آتش توجه خاصی داشته اند،درزبان پهلوی برزه یا براز به معنی پختن است. و برزن یا بریزن، بوبریز به معنی تابه میباشد که همگی ریشه در برزه ، براز دارد. در کتاب برهان قاطع برزن، براز به معنای کشت و زرع و درخشان و روشنی و زیبایی است.
ایلامیان این منطقه یا این استان را برازجان یا به فارسی برازگان به معنی درخشان،تابان،روشن نامیدند که دشتی وسیع و آفتابی درخشان داشت. در آن روزگار چشمه گوگردی و آتش زای حوزه دالکی 20کیلومتری شمال برازجان مانند آتشکده شیز آذربایجان که از گاز طبیعی روشن بود ، اغلب برافروخته و نمایان بوده و مردم دشتستان به گازهای طبیعی این منطقه پی برده بودند که در نتیجه به زبان پهلوی باستان:
برازجان به معنی شهر روشن استموضوعات مرتبط: درباره برازجان
برچسبها: معنی برازجان , شهر برازجان , shahreborazjan , borazjan city
در سال1301شمسي " حسن اقليدس " كه از فرهنگيان خوش نام و زحمتكش فارس بود از سوي اداره كل فرهنگ فارس ماموريت يافت تا به برازجان رفته ، اقدامات لازم را تدارك ببيند.
الف: تاسيس دفتر نمايندگي فرهنگ برازجان
ب: اقدام جهت احداث و گشايش مدارس ابتدايي و متوسطه بر حسب تعداد افراد واجب التعليم در رده هاي مختلف براي دختران و پسران
ج: تنظيم گزارشي مشروح از شرايط عمومي شهر در رابطه با امور فرهنگي
اطلاعات پراكنده اي كه معمرين برازجاني نقل ميكردند ، گوياي آن است كه اقليدس با پيگيري هاي مجدانه با همراهي صميمانه و بي وقفه مرحوم " شيخ عبداله دشتي " اولين دبستان رسمي برازجان را به نام " فرخي " در سال 1305 شمسي و با دو كلاس بنياد نهادند.
در سال1319شمسي با شروع به كار دبستان " آفتاب " چراغ معرفت بر ديدگان مشتاق محل و نو نهالان برازجاني روشن شد.
مدتي به درازا كشيد تا دبستاني ويژه دختران در سال 1313شمسي كه قبل از دبستان شدن ، كودكستان بود ، افتتاح شود.
چهارمين دبستان برازجان با همت والاي "حاج غلامحسين كمالپور" در سال 1319شمسي تاسيس شد. وي خانه شخصي خود را به آموزش و پرورش اهدا نمود تا دبستان عضد پذيراي نوباوگان گردد.
در سال هاي 1299تا 1301شمسي كه اهالي برازجان براي تاسيس اداره فرهنگ (آموزش و پرورش)و افزايش مدارس مجدانه تلاش مي كردند ، دبيرستان فرخي با شور و شعف بسيار مشتاقان علم و فرهنگ آغاز به كار كرد.
اگر قبولي اولين ديپلمه هاي دبيرستان فرخي برازجان در دانشگاه تهران به نسبت جمعيت شهر، تعداد دبيرستان و تعداد دانش آموزان سال ششم متوسطه دقيقاً ارزيابي و بررسي شود ، موفقيت چشمگير ديپلمه هاي دبيرستان فرخي عيان خواهد شد كه در واقع پويندگان آغازين ورود به دانشگاه و تحصيلات عاليه ميباشند..

نوشته ي بالا خلاصه اي بود برگرفته از كتاب "تحولات اجتماعي برازجان" تاليف استاد گرانقدر جناب آقاي سروش اتابك زاده در شرح و چگونگي شكل گيري اولين مدارس در برازجان .اميدوارم به همين زودي شاهد تاسيس دانشگاهي ملي و دولتي در شهرستاني باشيم كه بحق سهمي بس بزرگ و بسزا در پرورش نخبگان فراوان در سطح كشور ايفا كرده است و اين وظيفه فرزندان شايسته اين ديار كهن را دو چندان ميكند تا با تلاش و پشتكار بيشتر قله هاي رفيع علم دانش را يكي پس از ديگري درنوردند و به آنچه كه شايسته جوانان باهوش دشتستاني و برازجاني است دست يازند. به اميد آن روز...
برچسبها: اولين مدرسه در برازجان , شهر برازجان , دبستان فرخی , shahreborazjan
هله هله گرگ چَمبری
از میان بازیکنان دو اوسا انتخاب شده و افراد خود را انتخاب میکنند،بازیکنان دو بیله میشوند . یک بیله آدم ها، بیله ی دیگر گرگ ها،سپس روبروی یکدیگر قرار میگیرند.افراد هر بیله پشت سر هم ایستاده ،هر یک با دو دست کمر نفر جلوی را محکم میگیرند.آنگاه دو بیله بر خلاف جهت همدیگر ،شروع به پریدن کرده،چنین میخوانند:
گرگ ها: هله هله گرگ چمبری؟
آدم ها: زهله نداری ببری.
گرگ ها: اگه ببرم چه میکنی؟
آدم ها: خار خرنجت میکنم.
گرگ ها:لقمه ی مو چرب تره.
آدم ها:کارد مو تیز تره.
گرگ ها:خونه ی خاله کُمو هله؟
آدم ها:از ئی هله ،از او هله
گرگ ها:آغام گفته دسی بده
آدم ها:دسی ندارم چه کنم؟
گرگ ها:آغام گفته اسوم بده
آدم ها اسوم ندارم چه کنم؟
بعد از این گفتگوها ، نفرات هر دو بیله دست های همدیگر را میگیرند و هر بیله سعی میکنند طرف دیگر را به سوی خود بکشند.هربیله که برنده شد،بیله دیگرموظفند آنها را کول کنند و مسافتی ببرند.
------------------------------------------------------------------------------
اوسا : معنی تقریبی : بزرگتر یا سرگروه
بیله : گروه
زهله : زهره -جرات
خار خرنجت میکنم : به صورتت چنگ میزنم
کُمو : کدام
هل : طرف
اسوم : کفگیر
از ئی هله ،از او هله : از این طرفه یا از اون طرفه
کول : سوار بر پشت شانه
موضوعات مرتبط: بازی محلی
برچسبها: بازی محلی برازجان , هله هله گرگ چَمبری , شهر برازجان , برازجان
یکی از این دیدنی های دشتستان ، کوه قلعه واقع در مشرق شهر برازجان است که در کوه های گیسکان و در جنوبی ترین قسمت های رشته کوه زاگرس قرار دارد.
کوه قلعه به صورت تک کوه و بسیار زیبا و مرتفع در میان قله های دیگر خود نمایی می کند. داستان های زیادی که به افسانه می ماند در مورد این کوه روایت شده است،اما آنچه را نمی توان منکر شد شکل و جنس ،ساخت شگفت انگیز ، وجود آثاری از بناهای بسیار قدیمی از سنگ و ساروج بر فراز این کوه و وجود تنها یک راه برای صعود بر این کوه ، امنیتی و پناهگاه بودن این کوه و صد البته طبیعت زیبای اطراف آن است.
این هم تصاویری از این کــــوه و مناظر طبیعی زیبای دامنه اش




برچسبها: کـــوه قلعـــــه , شهر برازجان , دول , برازجان
علما و محققان منطقه درباره نامگذاري برازجان حدس هاي بسياري زده اند كه ما حصل آنها برازگان ، گرازگان ، گرازدان ، برتر از جان ، برازندگان با معاني گوناگون مي باشد. بعضي آن را گرازدان به معني محل فرماندهي نيرومند يا محل زندگي پهلوانان نيرومند و جاي برازندگان و تركيبي از" بر+از+جان " پنداشته اند
بعضي گفته اند چون در بيابان هاي اطراف آن گرازها مي زيسته اند به همين جهت گزاردان و سپس برازجان نام نهاده اند كه درست نيست اما در پشت كلمه برازجان معني بهتر و زيباتري نهفته است و نگارنده اين سطور در معني كلمه برازجان به كشف تازه اي رسيده است و آن اينست كه در گذشته هاي دور در آيين ايرانيان قديم به آتش و آتش مخصوص توجه مخصوصي بوده است و آتشكده "برزه" در شهر "شيز" آذربايجان در روزگان پيش شهرت بسيار داشته است.واژه "براز" ، "برزه" در زبان پهلوي به معني زبانه آتش است همچنين به معني درخشش ، روشنايي ، زيبايي ، اين واژه با تلفظ هاي گوناگوني در فرهنگ پهلوي آمده است كه برز braz به معني كوره و اجاق است كه رفته به زبان فرانسه و شده braizier و از همين كلمه واژه braise به معني اخگر و شراره گرفته شده و باز در بعضي گويش هاي فارسي از جمله گويش صده اصفهان و گويش بوشهر كلمه "بريز" به معني پختن و "نخود بريز" يعني آجيل پز و كسي كه نخود را بو ميدهد.و در فرهنگ برهان قاطع"برزن يا بريزن تابه باشد كه بر بالاي آن نان پزند""برهان حرف "ب".
همه اين كلمات ريشه در كلمه "برز" و برزه دارد كه علاوه بر كشت و زرع به معني درخشش،روشنايي و زيبايي است.منطقه برازجان را به دو جهت بدين نام خوانده اند:نخست اين كه دشت هاي وسيع دشتستان از آفتاب درخشان و روشني بخش دائمي برخوردار است و اين روشنايي هم از نظر ايلاميان هم از نظر هخامنشيان مورد توجه بوده است و به همين دليل نام اين ناحيه را برازجان به معني " درخشان ، تابان ، روشن" گذاشته اند همان گونه كه منطقه بوشهر را " ليان " به معني آفتاب درخشان مي ناميده اند.
ديگر اين كه وجود چشمه هاي گوگردي آتش زا در اين منطقه به ويژه در حوزه دالكي و آب ميخك براي مردم آن روزگار جالب توجه بوده است و جالب تر اين كه آتشكده " شيز" آذربايجان كه به " آذر گشنسب" شهرت داشته از گازهاي طبيعي فوراني زير زميني تغذيه مي شده و بعيد نيست كه ايرانيان قديم به وجود گازهاي طبيعي زير زميني اين منطقه كه در قسمتي از اين نواحي در هنگام شب روشن و درخشان به نظر مي رسيده پي برده بودند.
بنابراين اگر كلمه "براز" را كه در زبان پهلوي باستان به معني روشنايي و آتش است به پسوند مكان گان و جان بيفزاييم كلمه زيباي "برازجان" به دست مي آيد به معني جايگاه درخشان و سرزمين روشن و پر نور.
منبع:کتاب استان زیبای بوشهر/ دکتر سید جعفر حمیدی
موضوعات مرتبط: درباره برازجان
برچسبها: نامگذاري برازجان , برازجان , دول , شهر برازجان
ادامه مطلب
وی در آغاز و در دوره رضا شاه به دلیل مخالفت با رژیم، مدت ها به صورت فراری و تحت تعقیب در کوه های گیسکان به سر می برد. سال ها پس از آن وارد اداره امنیه شد و مدت ها محل خدمت او در منطقه دشتی کنونی بود. در این زمان به علت مخالفت با رژیم و عدم اطاعت از دستور فرماندهی، در به تعطیلی کشاندن مراسم سوگواری ماه محرم مردم و حتی شرکت متعصبانه خود او در این مراسم از سوی دادگاه نظام احضار و به دلیل به کار بردن کلمات و جملات رکیک بر علیه شاه در دادگاه به اعدام محکوم شد.
وی در زندان نگه داشته شد تا حکم اعدام او تایید و اجرا شود. به نقل از یکی از نزدیکان او شبی در زندان خوابی می بیند و امام حسین در خواب او آمده می گوید فردا شخص بالا مقامی به زندان خواهد آمد و تو را احضار می کند و تو موضوع خوابت را برای او تعریف کن. فردای آن شب سرتیپ احمدخان زندیه رییس وقت دادگاه نظام فارس به آن زندان می آید و او را می خواهد و وقتی مرحوم کمال پور به حضور او می رسد موضوع خواب خود را برای او بازگو می کند. سرتیپ از شنیدن آن منقلب و ترس وجودش را فرا گرفته و لذا او را از اعدام رهانیده و باعث آزادی او می شود. وی پس از بازگشت به دشتستان، مرزی برای خروج و رهایی خود از اداره امنیه تلاش می کند و از کار خود استعفا داده که در آغاز با آن موافقت نمی شود. اما او تهدید می کند.
در صورتی که با درخواست او موافقت نشود تمام اسلحه ها را برداشته و به کوه خواهد زد که با مشاهده این وضع ناچار استعفای او پذیرفته می شود. مرحوم حاج غلامحسین کمالپور در طول حیاتش اقدامات عام المنفعه بسیاری انجام داد. اولین ژنراتور برق در برازجان را برای استفاده مردم نصب نمود. قدرت این ژنراتور 70 اسب بخار بود و هر منزل می توانست از یک لامپ در منزل خود استفاده کند و در برابر آن ماهانه 20 ریال باید می پرداخت. این موتور برق تنها تا ساعت 12 شب روشن بود. دومین دبستان برازجان به نام دبستان عضد با همکاری و تلاش او و با در اختیار قرار دادن منزل شخصی اش در شهر برازجان تاسیس گردید. مسجد صاحب الزمان محله کمال آباد را ساخت و ده ها پلاک زمین مسکونی در محله کمال آباد جهت ساخت مسکن به صورت رایگان به افراد نیازمند واگذار کرد و حتی به برخی در حد توان کمک هایی به صورت نقدی و مصالح برای ساخت مسکن در آن ها نیز نمود. وی همچنین کمک ها و تلاش های بسیاری در ساخت طرح مقید و همگانی ورزشگاه برازجان کرد و خود او کار نظارت و امور مالی و حسابداری آن را به عهده گرفت. در سال های پیش و پس از انقلاب اسلامی در دادگستری برای حل و فصل اختلافات و درگیری ها از وجود ایشان بهره می بردند و او در انجام این امور کوشا و بسیار موثر بود. زنده یاد حاج غلامحسین کمالپور سرانجام در بهمن ماه سال 1376 خ دار فانی را وداع گفت.
موضوعات مرتبط: چهره ها
برچسبها: حاج غلامحسین کمالپور , شهر برازجان , shahreborazjan

وی در نجف تحصیل کرد. با تصرف بوشهر در جنگ جهانی اول به سال ۱۳۳۳ قمری مردم جنوب به رهبری ریس علی دلواری به نبرد با نیروهای انگلیس پرداختند. در همین زمان، آیت الله محمدتقی شیرازی در نجف برضد متفقین اعلام جهاد کرد و برازجانی بر همین اساس، به یاری رئیسعلی دلواری شتافت. دامنهٔ این قیام تا شیراز گسترش یافت و برازجان مرکز تجمع آزادیخواهان شد. وی با علی کازرونی، غضنفرالسلطنه برازجانی (ضابط برازجان)، اخگر (دکتر ژاندارمری) برای کمک به نبرد جنوب، در برازجان شورایی تشکیل دادند که در آن پس از خواندن نامههای مجاهدان و مخالفان، رهنمودهای لازم را میدادند و از خانهای منطقه میخواستند تا رئیسعلی را در جنگ یاری دهند. نخستین کسی که به درخواست آنها پاسخ مثبت داد، شیخ حسین خان چاکوتاهی بود. کاکس، وابستهٔ نظامی انگلیس در بوشهر، طی نامهای از او بازخواست کرد، اما شیخ با استناد به فتوای علمای نجف، به کاکس پاسخ داد و رئیسعلی نیز در تأیید آن، نامهای مفصل و ستایشآمیز برایش فرستاد. در اثنای جنگ جنوب، رئیس علی دلواری کشته شد. مبارزهٔ جنوب همچنان ادامه یافت تا آنکه انگلیسیها در (۱۳۳۵.ق - ۱۹۱۷.م) بر برازجان مسلط شدند. وی پس از پیروزی متفقین مدتی متواری بود. پس از پایان جنگ، به زادگاه خود بازگشت. شیخ محمدحسین در اواخر عمر در تهران زیست و در این شهر درگذشت.
موضوعات مرتبط: چهره ها
برچسبها: شیخ محمدحسین برازجانی , شهر برازجان , shahreborazjan
در زمانهای قدیم که وسایل خنک کننده وجود نداشت ، مردم برای خنک نگه داشتن آب کشیده خود از چاه ، از چند وسیله استفاده میکردند که یکی از آنها دول است که عکسش را مشاهده میکنید.
دول را از یک سه پایه که از چوب ساخته شده و پوست بز و گوسفند می ساختند. پوست بز و گوسفند را با خاکستر و چند چیز دیگر ضدعفونی میکرند یا به اصطلاح شیرین میکردند. دول را تقریبا به شکل مثلثی میدوختند و به سه پایه متصل میکردند برای سر دول یک تکه چوب میتراشیدند و در آن میگذاشتند. آب را بعد از کشیده شدن از چاه در دول میریختند و در سایه میگذاشتند و با وزیدن باد و خوردن باد به دول ، آب درون آن خنک میشد و نوش جان مینمودند.

برچسبها: دول , برازجان , شهر برازجان , shahreborazjan

صادق كلاسهای اول و دوم ابتدایی را در دبستان شهرستان فیروزآباد و سوم را در فلیون نورآباد ممسنی گذراند و هنوز 9 ساله نشده بود كه پدرش در 23فروردین ماه 1351 براثر عارضه سكته به دیار معبود شتافت.
صادق كلاسهای اول و دوم ابتدایی را در دبستان شهرستان فیروزآباد و سوم را در فلیون نورآباد ممسنی گذراند و هنوز 9 ساله نشده بود كه پدرش در 23فروردین ماه 1351 براثر عارضه سكته به دیار معبود شتافت.
از آن پس ایشان به همراه مادر و سه خواهر و دو برادرش به سرزمین پدری بازگشت و كلاس های چهارم و پنجم را در مدرسه خواجه خضر قدیم كه بعدها حكمت نام گرفت گذراند و دوره متوسطه را در دبیرستان فرخی سابق برازجان(شهیدبهشتی) به پایان رساند.
و ...
لطفا ادامه را در ادامه مطلب بخوانید
موضوعات مرتبط: چهره ها
برچسبها: شهید صادق گنجی , صادق گنجی , سفیر ایران در پاکستان , شهر برازجان
ادامه مطلب



